| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 |
حیف که نمیشه از تو گفت از تو نوشت
و اِلا مینوشتمت
با مژه ور میداشتمت
رو تخم چشم میذاشتمت
بجای قرآن مجید میبردمت رو آینه شمعدونِ جهاز مادرم
تو طاقچهی صندوقخونه میذاشتمت
حیف که نمیشه از تو گفت از تو نوشت
و اِلا مینوشتمت
ندیده دوست میداشتمت
بجای برکت خدا میبردمت تو سفرهی نقشِ قلمکار حریر اصفهون
از دل و جون میذاشتمت
حیف که نمیشه از تو گفت از تو نوشت
و الا مینوشتمت، میبردمت، میذاشتمت لای بر و روی بهار
تو آب دریای شمال
میشستمت
میکاشتمت
به جرم بد خاطرخواهی
توی دلم میکُشتمت
به خط خوش تو روزگار به رسم یاد و یادگار تو قصهها
میذاشتمت...
تصدق سر چشات
یه وقت دیدی نوشتمت.