-
مرا ببخش...
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1391 11:35
چیزهایی در درونت هست برای گفتن و چیزهایی برای نگفتن وقتی کسی باورت نمی کند وقتی همه دیوانه خطابت می کنند وقتی حرفت را نمی فهمند وقتی تو را به تفاوت متهم می کنند یعنی... تو شبیه خودشان نیستی باید بروی... باید بروی یک گوشه ی دور بروی و با تنهایی خودت گره بخوری بروی و گم شوی از خیال آدم ها اینها را دارم برای خود خودم می...
-
خون هر آن غزل که نگفتم
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1391 10:56
اینجـــا برای از تو نوشتــــــن هـوا کم اسـت دنیـــــا برای از تو نوشتـــــــــن مرا کم است اکسیـــر من نه این که مرا شعر تازه نیست من از تـو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیـــال ولی این کفاف نیســت در شعر من حقیقت یـــک ماجرا کم اســت تا این غزل شــبیه غـــزل های من شـــــود چیزی شبیــه عطــــر حضور شما کم...
-
دل پریشان
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 11:02
مرا که با تو شادم پریشان مکن بیا و سیل اشکم به دامان مکن بیا بیا به خاطر عشقم دل مرا یک دم ز غم جدا کن ز غم جدا کن من عاشقم به پای این پیمان اگر ندادم جان مرا رها کن مرا رها کن رمیده جان و دل شکسته منم به پای تو نشسته منم به ماتم جوانی نشسته نا امید و خسته شکسته ای دل مرا به من بگو چرا چرا به سنگ غم ها از این قفس کجا...
-
دلتنگی
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 19:02
ا مروز صداتو از پشت سر شنیدم برگشتم یکی داشت با تلفن همراهش صحبت میکرد تو نبودی دلتنگ تر شدم . . . . دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد و هر دانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند. سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات نا کرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان...
-
عقل یا احساس؟
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 13:51
عقل یا احساس حق با چیست ؟ پیش از رفتن ای خوب کاش می شد این حقیقت را بدانی یا بدانم...
-
شعری از وحشی بافقی
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 13:35
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ای گل تازه که بـویی ز وفا نیستـ ترا خبـــر از سرزنـش خار جفا نیستـ ترا رحم بر بـلبل بی برگ و نوا نیستـ ترا التــفاتی به اسیـــــران بلا نیستـ ترا ما اسیــر غـم و اصلا غم ما نیستـ ترا بـا اسیــر غم خود رحم چرا نیستـ ترا فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود جان من اینهمه بی باک...
-
لحظه های بی تو بودن
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 10:28
با تنهایی هایم کلنجار میروم و جای خالی تو آیینه ی عذابم شده و آخرین تصویری که از " تو" در ذهنم دارم پشت انبوه دود غلیظ سیگارم محو میشود... من بی تو در غریب ترین شهر عالمم بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟ ... گل به گل، سنگ به سنگ این دشت یادگاران تو اند رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ در تمام در و دشت سوگواران...
-
فکر تو
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 09:48
گاهـی فـــرار میکنـــم از فکـــــر کردن به تـو مثــل رد کــــردن آهنگی کــــه خیلی دوستش دارم...
-
نـگاهـت
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 09:28
دو چشمانم نگاهت را نمی فهمند اگر روزی نگاهت را ز چشمانم بـگردانی تمــام شب به تفسیـــــــر نـــگاه تــــــو عزایــــــی از بـرای خوابـــــــــ میگیــــرم و صـــــــدها بـــــــــار مــــی میــــــــــرم اگـــــر روزی نـــگاهــت را به نــا معلــــوم انـــــدازی اگر معلوم هم باشم، پر از احساس نامعلوم میگردم و لب خاموش...
-
انتظار...
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 08:53
در بــــاز شـــــد باد استـــــــ... پ...گــــ باز شوخی اش گرفتــه ادای آمدنتــــــــ را در می آورد حتــــــی او باور دارد... چشــــــــــمان خیره بــه در مانده ام را سنگینی سپری شدنِ ثــــــانیه های بــــی تو و ... تنــــــــهایــــــــــی ام را اما تو، تو باور نداری !!!
-
اگر ماه بودم...
جمعه 6 بهمنماه سال 1391 20:44
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ ترا از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم به هر جا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی به صد غمزه شاید شبی بر لب بام من می نشستی وگر سنگ بودی به هر جا که بودم مرا می شکستی، مرا می شکستی